سلامدر روز جاری هم گذشت.یک روز دیگر از روزهای خدا گذشت.
صبح خسته بودم، اما از ساعت سهونیم بعدازظهر حالم بهتر شد و توانستم وظایفم را انجام بدهم.من دچار اختلال دوقطبی هستم.بیماری دوقطبی شاید تا آخر عمر همراه انسان بماند.سخت است، اما قابلتحمل است.خانوادهام مرا مجبور به ازدواج کردند.شاید اگر مجرد بودم، این همه درد را در زندگیام متحمل نمیشدم.خانوادهی من آگاهی نداشتند و نمیدانستند اختلال دوقطبی چیست.ادامه:آنها نیت بدی نداشتند؛ فقط نمیدانستند فشار تصمیمهای بزرگ، برای کسی مثل من، میتواند چند
برچسب: نویسنده: یگانه اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:28

امروز توجهم رو از دنیا برداشته
بودم
برای خدا کار می کردم
به امید اینکه من هم بتونم ره صد
ساله رو یک شبه طی کنم
اخه به سخنرانی های اقای شجاعی
گوش کرده بودم
و خیلی برام جذاب بود
می دونم اینا رو که می نویسم
شیطان داره از خشم و عصبانیت
داغون. میشه
برچسب: نویسنده: یگانه اکبریپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:28